جهان خیال انگیز موراکامی روی صحنه؛ نگاهی به نمایش سرزمین عجایب بیرحم و ته جهان
به گزارش آوای وحش، پیش تر در خبرنگاران مگ به نمایش سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا (Hard-Boiled Wonderland and the End of the World)، اقتباس تئاتری از رمان هاروکی موراکامی، پرداخته بودیم؛ اجرایی بلندپروازانه که دنیا رازآلود و چندلایه نویسنده ژاپنی را با ترکیبی از پایکوبی، جلوه های بصری خیره کننده و خیال پردازی های سوررئال به صحنه می آورد. حالا روزنامه گاردین (The Guardian) در نقدی تازه به سراغ این نمایش رفته و از زاویه ای دیگر، توانایی فیلیپ دوکوفله در تبدیل یکی از پیچیده ترین آثار موراکامی به تجربه ای تئاتری و تماشایی را آنالیز نموده است.
اگرچه برای بیشتر ما فرصتی برای تجربه زنده جهان موراکامی روی صحنه فراهم نیست، خواندن درباره آن و دنبال کردن مسیری که یک اثر ادبی برای رسیدن به صحنه طی می نماید، همچنان لذت و جذابیت خاص خود را دارد؛ به ویژه وقتی پای جهان خیال انگیز موراکامی و زبان تصویری تئاتر در میان باشد. گاهی همین روبروه با توصیف ها و برداشت های منتقدان، پنجره ای به تجربه ای می گشاید که امکان زیستن مستقیم آن را نداریم. در ادامه، ترجمه نقد گاردین بر این نمایش را می خوانیم؛ نگاهی به اجرایی که میان رویا و واقعیت، زیبایی و هراس، و آشفتگی ذهنی و انسجام نمایشی حرکت می نماید.
این نمایش پس از اجرا در ژاپن و سنگاپور، به تازگی به سالن باربیکن لندن رسیده و روی صحنه رفته است. می توانید مقاله قبلی خبرنگاران مگ درباره این نمایش را به وسیله لینک زیر می توانید بخوانید.
نقد نمایش سرزمین عجایب بیرحم و ته جهان (Hard-Boiled Wonderland and the End of the World)؛ شاهکار موراکامی روی صحنه جان می گیرد
فراوری بزرگ فیلیپ دوکوفله با روایتی دوگانه در توکیو و جهانی از رویاها، به میزان تک شاخ های پایکوبیانش مسحورنماینده است. چگونه می توان رمان حماسی و دوپاره هاروکی موراکامی را روی صحنه برد، بی آنکه مخاطب در هزارتوی پیچیده روایت آن سردرگم گردد؟ فیلیپ دوکوفله، کارگردان و طراح پایکوبی، برای پاسخ به این چالش جسارت بزرگی به خرج داده است. آکو تاکاهاشی در اقتباس خود صحنه بزرگ سالن تئاتر باربیکان را با رنگین کمانی از جهان های رویاگونه پر می نماید. این نمایش می توانست به اجرایی آشفته و سرگیجه آور بدل گردد که در آن خرده روایت ها، تاملاتی درباره حافظه و فناوری و خیال پردازی های بی حدومرز در هم می آمیزند. اما فیلیپ دوکوفله از این خطر می گریزد و اجرایی منسجم و چشمگیر خلق می نماید که با وجود مدت زمان طولانی اش، تماشاگر را مجذوب خود نگه می دارد.
در این نمایش، با دو نسخه از شخصیت اصلی یعنی واتاشی با بازی تاتسویا فوجیوارا روبه رو هستیم؛ یکی در توکیو زندگی می نماید و دیگری در جهانی ساخته شده از رویاها. فضای توکیو در این اقتباس، حال وهوایی نوآر و تاریک دارد، در حالی که جهان دوم زیبا اما به شدت خطرناک است. در جهان موازی داستان، انسان ها از سایه های خود جدا شده اند. این جهان شهری محصور با دیوارهای بلند و حیواناتی است که آزادانه در آن پرسه می زنند. پروفسوری با بازی ناروشی ایکدا نیز جمجمه های حیوانات را جمع آوری می نماید تا خاطرات گذشته را به وسیله صدا بازیابی کند.
نوه 17 ساله پروفسور، با بازی میو تومیتا، در خط داستانی توکیو، واتاشی را همراهی می نماید. شخصیت او یادآور برداشتی امروزی و عامه پسند از راهنمای آئنیاس در سفر اسطوره ای اش به جهان مردگان است. واتاشی در این قصه در جست وجوی راه فراری است تا بتواند دوباره با سایه گم شده اش با بازی شونتارو میاو پیوند بخورد، اما در عین حال، افسون این جهان غریب او را به سوی خود می کشد و در این میان، رابطه ای عاشقانه میان او و یک کتابدار با بازی میساتو موریتا شکل می گیرد.
نمایش در همان ابتدا، تماشاگر را به درون هزارتویی از سرزمین های عجایب پرتاب می نماید. همان طور که از سبک هاروکی موراکامی انتظار می رود، اثر سرشار از طنزی غریب و ارجاعات متعدد به فرهنگ عامه و آثار کلاسیک غربی است؛ از اساطیر باستان گرفته تا کتاب ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب (Alices Adventures in Wonderland) نوشته لوئیس کارول و فیلم سگ اندلسی (Un Chien Andalou) اثر شاهکار لوئیس بونوئل. طراحی صحنه خلاقانه کی ایشیهارا، به همراه بازی با قراردادهای تئاتری، مرز میان توهم و واقعیت را از بین می برد.
جلوه های بصری نمایش به گونه ای است که شما را در خود می بلعد؛ از پروجکشن های بزرگ و خیره نماینده گرفته تا سرعت، جریان و چابکی پایکوبی هایی که حال وهوای انیمه های ژاپنی را تداعی می نمایند. این تکنیک های بصری و حرکتی، موجودات خیالی جهان موراکامی را با جلوه ای زنده و باورپذیر روی صحنه احضار می نمایند؛ از موجودات زیرزمینی موسوم به مورک که خارهایی جوجه تیغی مانند دارند و روی صحنه پشتک می زنند و چرخ می خورند، تا گله ای از تک شاخ های افسانه ای که با وقار و زیبایی باله مانند حرکت می نمایند.
طراحی پایکوبی دوکوفله در نمایش انعطاف پذیری، ظرافت و توانمندی فیزیکی بازیگران بی رقیب است، بی آنکه هرگز به حرکات اغراق آمیز سیرک شبیه گردد. زیبایی شناسی اثر چنان مسحورنماینده است که دشواری درک خط داستانی در نیمه نخست نمایش چندان به چشم نمی آید. البته شاید این موضوع برای بعضی چالش برانگیز باشد؛ چرا که اگرچه هواداران سرسخت موراکامی می دانند انسجام داستان در نهایت شکل خواهد گرفت، اما مخاطبانی که برای اولین بار با جهان او روبرو می شوند، ممکن است از هجوم بی وقفه جهانهای موازی و تصاویر خیره نماینده، گیج و مبهوت شوند.
با این حال، پس از وقفه میان دو بخش نمایش (آنتراکت)، روشن می گردد که این سردرگمی، گیجی عامدانه و کنترل شده ای بوده است که در واقع شرایط ذهنی آشفته واتاشی را بازتاب می دهد. در این نیمه، پایکوبی ها سرشار از احساس می شوند و جهان موراکامی مضامین زیرین و عمیق خود را عیان می نماید: تنهایی، اندوه، ترس از محو شدن و وحشت از مرگ.
اما داستان سایه های گم شده که در این نمایش نمادی از خویشتنِ حقیقی انسان هستند، به لایه های اجتماعی و سیاسی عمیق تری می رسد؛ لایه هایی که با وجود گذشت چند دهه، همچنان به روز و حتی پیشگویانه به نظر می رسند، به ویژه اگر به یاد داشته باشیم که رمان در سال 1985 منتشر شده است. این جهان شباهت عجیبی به جهانی نئو در فیلم ماتریکس (The Matrix) دارد و تکنولوژی به کار رفته در آن، با ایده های مطرح شده در کتاب همزاد: سفری به جهان آینه (Doppelganger: A Trip into the Mirror World) نوشته نائومی کلاین هم خوانی قابل توجهی پیدا می نماید. سویه شوم کمال گرایی که این جامعه رویایی پرورش داده است، می تواند نقد و تفسیری تلخ بر ژاپن پس از جنگ جهانی دوم باشد؛ یا حتی انتقادی بر جهان امروز ما که در تسخیر هوش مصنوعی، هویت های واقعی و جعلی، کدهای کامپیوتری و ذهنیت های ساخته شده به وسیله ماشین ها واقع شده است.
پس از نزدیک به سه ساعت، نمایش تماشاگر را با این احساس رها می نماید که گویی همراه دیگران خوابی مشترک دیده است؛ خوابی از حیوانات مرده، سایه های گم شده و انسان های بی احساس که در عین حال، از تک شاخ ها، زیبایی های دست نیافتنی و خیال پردازی هایی به وسعت اقیانوس سرشار است. این جهان هم به ما تعلق دارد و هم چنان غریب است که گویی متعلق به دیگری است.
منبع: The Guardian
منبع: دیجیکالا مگ